آن دوستدار مردم آبادان،آن زاده شهر رودان،آن مرد گریزان از موش ،آن برازنده خوش پوش، آن مرد دوران خشکسالی، آن دارنده حرف های زیادی،آن دوستدار میز ریاست،آن داننده علم سیاست،آن دارنده کمی روی سر مو،آن خورنده غذا با لیمو،آن دوست دارنده یخ در بهشت،آن شرکت کننده در جشنواره اردیبهشت،آن روی گردان ار فیلم سوپر استار،مدیر کل فرهنگ و ارشاد.گویند او سال ها در روزنامه جات استان قلم همی بزدی و پس از روی کار آمدن دولت نهم از جمله مدیران بومی همی بگشتی و با هوش و درایت در تمام این 4سال مقام خود را حفظ کردی و از روی اقبال خوشش می پنداری که در دولت آتی نیز از جمله مدیران ثابت استان بگشتی.درد و دلی است با این دلسوز درد آشنا:
جناب مدیر کل فرهنگ و ارشاد استان هرمزگان،سلام....بدون مقدمه می روم سر اصل شکواییه! شما چقدر از فعالیت افراد زیر مجموعه خود اطلاع دارید و چقدر در انجام امور با آن دوستان مشارکت می نمایید. آیا این روزها به فرهنگ سرای ... که محلی است برای رفت و آمد هنرمندان و علاقه مندان به هنر سری زده اید یا از دوستانتان در آن مجموعه گزارش کاری طلب نموده اید.پس این گزارش را بخوانید که از سوی یک علاقه مند به هنر برای شما نوشته شده است.آقای مدیر کل مگر نه اینکه اداره فرهنگ و ارشاد نقشی انکار نشدنی در رشد فرهنگی جامعه دارد.خوشبختانه این روزها بعضی ها به خوبی از پس این وظیفه سنگین برآمده اند که جای تقدیر و تشکر دارد.کافی است سری به پیشخوان نزدیک درب ورودی سالن بزنید تا منظورم را متوجه شوید.می دانم که اظهار بی اطلاعی می کنید یا دستور پیگیری سریع را صادر می فرمایید ولی زحمت نکشید،آقایان کاری که نباید می کردند را به خوبی انجام دادند و دیگر نیازی به پیگیری دلسوزانه نیست.آقای مدیرکل خبر دارید در قسمتی از فرهنگسرا شب روزنامه به صورت فله ای در اختیار مراجعه کنندگان قرار می گیرد.خبر دارید که حالا شده اید مروج ادبیات انتقادی زیر زمینی بدون نام و نشان که نهاد مربوط به شما، داعیه مبارزه با آن را دارد.حالا که همه چیز تمام شده و دیگر حرفی از انتخابات نیست ،پس چرا آقایان برای حفظ مقام و منصب دست به محکم کاری می زنند.چگونه است که آقایان حاضرند بی فرهنگی را به رایگان آموزش دهند و آن خس و خاشاک ناچیز را با خود همراه سازند.حالا که احمدی نژاد برد و موسوی باخت،دیگر چه نیازی است به توزیع شب روزنامه آن هم در یک مکان فرهنگی.مگر نگفتند سیاست لعنتی را وارد هنر پاک و بی آلایش نکنید که موجب به لجن کشیدن آن می شود.پس چرا در یک محیط فرهنگی به صورت گسترده شب روزنامه علیه یکی از نامزد های انتخابات مرحوم پخش می شود.حالا موسوی تبدیل شده به یک تکه گوشت قربانی که ادعا کنندگان ادب نیز از آن نمی گذرند و سعی در مشارکت در تخریب چهره او به هر طریقی دارند. بهر حال می دانم که به جز این وبلاگ دستم به جایی بند نیست،اما بدانید که این ره که آقایان می روند به هیچستان است.ای کاش در آن فرهنگسرا نمایشگاهی برگزار نمی شد تا عده ای از شلوغی آن مکان پاک سواستفاده کرده و شب روزنامه علیه موسوی پخش کنند.هنر اگر در کف خیابان به نمایش در آید بهتر از آن است که با محل توزیع شب روزنامه مخلوط شود.آقای مدیر کل از سوی برخی افراد در قسمتی از زیر مجموعه شما اشتباهی رخ داده عمدی یا سهوی،اینجانب نیز به هیچ گروه یا شخص خاصی وابسته نیستم و بعنوان یک شهروند هرمزگانی به شما توصیه می کنم هرچه زودتر دستور جمع آوری آن شب روز نامه را صادر فرمایید و سریعا آن مکان را پاک و تطهیر نمائید.
پ.ن: نقد نامه میرحسین موسوی در مورد تقلب در انتخابات و نشریه خبری تحلیلی آینده بدون هیچگونه نام و نشان از مسئول چاپ کننده آن، در قسمتی از یکی از اماکن فرهنگی شهر بندرعباس این روزها به صورت رایگان قابل دسترسی است.