خیلی ها منتظر بودند تا موسوی بیاید...

حاضر بود موسوی را تا ورزشگاه کول کند...

با زحمت خودش را با شتر به فرودگاه رساند...

قبل از ورود موسوی به جایگاه رئوفی چند کلمه ای بندری صحبت کرد و به همه نشان داد که بندری سرفراز است.احساس غرور داشتم...

جمعیت حاضر در ورزشگاه موسوی و رهنورد را شرمنده خود کردند آن هم ساعت ۱۲شب

موسوی و رهنورد هر ۲ برای مردم هرمزگان سخنرانی کردند.هر۲ با دست راست اشاره می کردند.جاکلیدی موسوی برایم جالب بود.


خبرنگاران تهرانی حسابی سرحال بودند.یکی از بندری ها پشت ماشین برایشان سرکنگی می ریخت.باید می دیدید...

مخالفان موسوی از ماشین های حامی موسوی هم انتقام گرفتند...

موسوی رفت و ما ماندیم و هزار آرزو...

این عکس ها را از یک عکاس ناشی بپذیرید...
+ نوشته شده در جمعه 22 خرداد1388ساعت 9 قبل از ظهر  توسط پیرمرد دیریا
|
